وقتی روز به روز بزرگتر میشوی

مشکل بزرگ شدن نیست؛ مشکل فراموش کردنه

چقدر حال بهم زن(یم)

/ بازدید : ۲۳۸
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نویسنده : فاطمه .ح

تئاتر مثلا

/ بازدید : ۲۷۷
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نویسنده : فاطمه .ح

تنها کسی که نمی تواند به تو چیزی بیاموزد.

/ بازدید : ۳۱۴

تا الان که به اکثرِ نوشته ها و دور و برم دقت کرده ام متوجه شدم ما آدم ها هی میخواهیم از یک چیزی درس بگیریم. یا بگوییم از این درس گرفته ایم. یا اینکه اعلام کنیم که هی! از این هم میشود درس گرفت ها! درس بگیر!

مثلا خودم. هی میخواهم یک روزنه ای را پیدا کنم و به آن گیر بدهم و هی درس بگیرم. آنقدر درس بگیرم که حالم بهم بخورد. انگار که همه ی یادگرفته هایم را نتوانم هضم کنم، حسِ بدی به من دست میدهد. آخر سر هم بالا می آورم و بر میگردم به دوران اوغیت. به اسمِ سرخ پوستی ام پناه میبرم : اوغ زنِ جاودان!

اصلا بنظر من هر چیزی پتاسیل درس گرفتن را دارد. و آدم ها هم به بهترین شکل ممکن میتوانند عن این چیزها را در بیاورند. مثلا کوه: عین کوه استوار باش! یا عین آبی که همینطوری روی زمین ریخته شده، روان شو و به بقیه هم جان بده و این حرفها. یا به سانِ یوسف، با اینکه میدانی درها بسته اند، به طرف درها بدو. چون تو باید به خدا ایمان داشته باشی! (از سری پیامکهایی که در شبکه ی آی فیلم زیرنویس میشوند)

مثل آسمان ببار و بخشنده باش. و مثل کلاغ قارقار کن و متفاوت شو. مثل ریگ وزنِ بودن را بفهمان. و به سانِ خروسِ بی محل، دمِ ظهری قوقولی قوقو کن تا آدمهایِ تنبلِ همیشه جلویِ تلوزیون فحش روی دلشان نماند. و مانند خر بی پروا باش و لگد بپران به هر کس که میخواهی و نشان بده چقدر توانِ نه گفتن داری در برابر سواری دادن به انسان نماهایِ خرِ درون دار!

و بنویس...

و لطفا مثال هایت را به بی مزگیِ مالِ من انتخاب نکن؛ تنها کسی که نمیتواند به تو چیزی بیاموزد.


بقیه ی مثال ها را هم خودتان بگویید.

نویسنده : فاطمه .ح ۱۰ نظر ۹ لایک:) | ۱ دیس لایک:( |

هر چه گویم عشق را شرح و بیان/ چون به عشق آیم خجل باشم از آن

/ بازدید : ۳۱۱
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نویسنده : فاطمه .ح

دعوای یک طرفه

/ بازدید : ۲۸۷
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نویسنده : فاطمه .ح
About Me
این گونه اگر رفتم از این خاک
زِ من یاد کنید.
هر جا که پرنده ای بِشُد در قفس
آزاد کنید.
هر جا که دلی شکسته دید ز غم،
شاد کنید.
هر جا به خرابه ای رسیدید
آباد کنید.
اینگونه اگر رفتم از این خاک
زِ من یاد کنید..

همای و مستان/ زِ من یاد کنید


+پشت هر وبلاگی یک "به نظر من" بزرگ وجود دارد.

+شعر و متن و نه ای کاشِ قسمتِ موضوعات مربوط به نوشته های قدیم است. گلچین شده.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان